تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

34

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

توضيحى پيرامون توقيفى بودن اسماء و الحاصل : ما به طور كلى آنچه از صفات ثبوتيه لايق جناب اوست تحت ضابطه درآورديم ، گرچه ان شاء اللّه بعد به طور تفصيل خصوص هر يك از آنها را اثبات كرده و راجع به آن طرح بحث خواهيم كرد . و بالاخره بعد از بيان ضابطه معلوم شد كه : اثبات صفتى براى ذات بارى - جلّت عظمته - عقل و بصيرت كامل و هوشيارى لازم داشته تا بتوان اوصافى را كه به صراحة الوجود ثابت بوده از اوصافى كه در مرتبهء تنزل با تخصص به استعداد ثابت است تشخيص داده و آنها را تحقيق نمود . فلذا شارع مقدس فرموده است : اسماء اللّه توقيفيه است . « 1 » و مىتوان آن اسمائى را كه در قرآن بر ذات اقدس اطلاق شده ، به خداوند متعال نسبت داد ، و ليكن اين توقيف نسبت به اشخاصى است كه عقل آنها در مراحل وجود سير نكرده و به حد بصيرت و بينايى نرسيده‌اند تا مراتب وجود را ديده و بتوانند وصفى هم‌عنان با وجود را بيابند و بفهمند كه كدام وصف و صفت نمىتواند از حد مخصوص و افق خاص و تخصص استعداد بيرون رود . اين است كه در خبرى فرمود : « اسمائى كه در قرآن است مىتوان آنها را بر جناب حق اطلاق كرد » . « 2 » با اين حال مىتوان « يا ثابت » را كه در خبر گفته « 3 » به حق اسناد داد و واجب الوجود را نيز با اينكه در قرآن نيست ، بر او اطلاق نمود . فلذا چون قضيه عقلى است ، متعمقين در آخر الزمان مىتوانند طبق قاعده و ضابطهء فوق مشى نموده و در مورد اسمائى كه در قرآن بر خلاف اين ضابطهء عقليه است قائل به مجاز شوند . و البته اينجا جاى مسألهء حجيت ظهور كه بعضى به آن قائلند نيست . در

--> ( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 100 . ( 2 ) - اصول كافى ، ج 1 ، ص 100 - 102 ، حديث 1 و 3 و 7 . ( 3 ) - همان ، حديث 1 .